تبليغاتX
دانشگاه صنعتی ارومیه دانشجویان صنایع

مخصوص شبهای جمعه

 

چشم در راهم

بهار سبز و شیرینم !

تو کی از راه می آیی ؟

تو کی با غنچه های صورتی آبی از اوج آسمان نا گاه می آیی ؟ 

تو را من چشم در راهم ، شباهنگام 

که باز آیی و من خواهم سرود آنروز هزاران شعر نیمایی !

و خواهم ریخت صدها دسته گل در پیش پای تو

و خواهم خواند شعر( باز باران را )برای تو

تو ای خورشید نورانی ! تو ای ماهی که زیبایی !

در آغاز بهار و عطر نوروزی ؟ و یا یک روز بارانی و پاییزی ؟

تو کی از راه می آیی ؟

تو را من چشم در راهم ، شباهنگام

                        شعر از جعفر ابراهیمی

 

به امید ظهور خورشید ولایت و امامت

هدیه ی ولادت آقا برای دل های منتظر

 

مداحی مرحوم آقاسی                    مداحی ترکی

 

  

                                                                              

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 0:15 | 86/06/12

همکلاسی ها

باهم وارد دانشگاه شده ایم ، باهم درس می خوانیم وبا هم از دانشگاه فارغ التحصیل می شویم .

هر چند از هم دوریم ولی دوری مهم نیست ، مهم این است که حضور یکدیگر  را در کنار هم احساس می کنیم و چه زیباست حس سبز با هم بودن .

بیش از یک ترم با هم نبودیم ولی  همین  مدت کم کافی بود تا همدیگر  را بشناسیم با  هم دوست شویم و پی به استعدادهای یکدیگر ببریم و مهم تر اینکه از استعدادهای یکدیگر برای ارتقاء سطح علمی خودودانشگاه استفاده کنیم و چه زیباست حس تعاون و همکاری با هم .

موقع ورود به دانشگاه همکلاسی هایمان را شناختیم و جای سبز تک تک دوستان در ذهنمان خواهد ماند و اگر چه بعضی از دوستان انتقالی گرفتند  و در کلاس حضور ندارند اما ما همیشه جای خالی آنها را در کلاس حس میکنیم .

دوستانی که در کنار ما نیستند از اخبار دانشگاه و کلاس چه از طریق این وبلاگ و چه از راه های دیگر حتما با خبر خواهند شد و همه ی بچه های کلاس آرزومیکنند که این دوستان در هر جا که هستند شاد و موفق باشند .

به امید روزی که یکبار دیگر همه ی بچه های کلاس صنایع را با هم ببینیم .

                                                                                 

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 6:55 | 86/05/25

تو با ديگران برابری

 

 تو با ديگران برابری٬ شايد برخی با استعداد ترو توانمند ترازتو

 باشند٬اما هستند عرصه هايی که آنها را توان مبارزه با تو نيست.

 رويش و بالندگی خود را با رقابت و د نباله روی از ديگران مانع مشو!

 با شهامت قدم در راه بگذار . تمام آنچه که می خواهی بدان دست يابی

 بپروران . آزمون های نو را جستجو کن! به ديدارهای تازه همت کن ٬

 بياموزتا به حال و آينده ات ابعاد تازه بيفزايی! تو خود انسانی هستی

 همطراز با ديگران اين حقيقت را پذ يرا شو ٬ آن را جان ببخش  ٬ بکارش

 گير٬ و سر افراز باش .

 در اين باور که کيستی ٬ به سوی غائی ترين فضيلت رهسپار شو. 

 آن را لمس کن٬در چنگ بفشارش ٬ بدان که به انجامش قادری ٬ برای پيروزی

 در زندگی ٬ زندگی کن!  يقينا بدان دست خواهی يافت. 

ديانا وست ليک

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 0:18 | 86/05/24