تبليغاتX
دانشگاه صنعتی ارومیه دانشجویان صنایع

دهه ی فجر مبارک

اکنون انقلاب ما با انتظار دیروزمان پیوند خورد و فرزندی از سلاسه ی پاک انبیاء و اولیای الهی شتابی موفق به انتظار منتظران بخشید .

بیست و نه بهار از پیروزی انقلاب می گذرد .

دشمنان ترفند ها زدند و خواهند زد اما بیهوده می کوشند و خستگی بر تنشان هویداست .

هر سال دهه فجر یادآور دلیری ها ، از جان گذشتگیها و خاطرات شیرینی از اتحاد مردم ماست .

اتحادی که اکنون نیز در بین ما موج می زند .

 

 

                 دهه ی فجر بر تمام مردم ایران زمین مبارک                             

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 9:19 | 86/11/19

سال تحصیلی جدید مبارک

دانشگاه ما کوچک بود ولی از قدیم گفتن هر چی کوچکتر ، صمیمی تر .

من توی همین محیط کوچک با استادانی آشنا شدم که نظیرشان شاید کم باشد . و این را مطمئن هستم که هر وقت بار دیگر این استادان عزیز را ببینم سرم را به رسم ادب پایین آورده و با افتخار می گویم ایشان روزی استاد من بودند .

 

 

کادر دانشگاه به حدی با دانشجویان صمیمی بودند که بچه ها راحت مشکلاتشان را با آنها مطرح می کردند . در کدام دانشگاه دانشجویان تا این حد با رئیس دانشگاه راحت هستند .

 

در همین محیط کوچک با دوستانی آشنا شدم که مثل خواهر برایم عزیز هستند و اگر چه بعضی هاشون این ترم  در دانشگاه ما نیستند ولی صمیمیت بین ما هیچ وقت از بین نمی رود و من هرگز فراموششان نمی کنم .

 

ما اولین ورودی های دانشگاه هستیم . یک ترم باهم بودیم ، با هم آشنا شدیم ، برای بهتر شدن دانشگاه همکاری کردیم . اولین مجله را چاپ کردیم ، اولین شورای صنفی را افتتاح کردیم ، اولین وبلاگ ها را ساختیم و...

باز هم سال جدید شروع شده و در های دانشگاه به روی دانشجویان عزیز باز است . هر چند شاید سختی درس ها یا مشکلاتی که داشتیم کمی مارا بی انگیزه کند ولی اگر به دانشگاه و خاطرات خوبی که با هم داشتیم فکر کنیم ، به اینکه باید دانشگاه را بسازیم گام هایمان استوار می شود و عزممان راسخ . پس بیایید با هم بگوییم :

باید برویم ، دانشگاه منتظرمان است.

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 20:47 | 86/06/29

مخصوص شبهای جمعه

 

چشم در راهم

بهار سبز و شیرینم !

تو کی از راه می آیی ؟

تو کی با غنچه های صورتی آبی از اوج آسمان نا گاه می آیی ؟ 

تو را من چشم در راهم ، شباهنگام 

که باز آیی و من خواهم سرود آنروز هزاران شعر نیمایی !

و خواهم ریخت صدها دسته گل در پیش پای تو

و خواهم خواند شعر( باز باران را )برای تو

تو ای خورشید نورانی ! تو ای ماهی که زیبایی !

در آغاز بهار و عطر نوروزی ؟ و یا یک روز بارانی و پاییزی ؟

تو کی از راه می آیی ؟

تو را من چشم در راهم ، شباهنگام

                        شعر از جعفر ابراهیمی

 

به امید ظهور خورشید ولایت و امامت

هدیه ی ولادت آقا برای دل های منتظر

 

مداحی مرحوم آقاسی                    مداحی ترکی

 

  

                                                                              

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 0:15 | 86/06/12

همکلاسی ها

باهم وارد دانشگاه شده ایم ، باهم درس می خوانیم وبا هم از دانشگاه فارغ التحصیل می شویم .

هر چند از هم دوریم ولی دوری مهم نیست ، مهم این است که حضور یکدیگر  را در کنار هم احساس می کنیم و چه زیباست حس سبز با هم بودن .

بیش از یک ترم با هم نبودیم ولی  همین  مدت کم کافی بود تا همدیگر  را بشناسیم با  هم دوست شویم و پی به استعدادهای یکدیگر ببریم و مهم تر اینکه از استعدادهای یکدیگر برای ارتقاء سطح علمی خودودانشگاه استفاده کنیم و چه زیباست حس تعاون و همکاری با هم .

موقع ورود به دانشگاه همکلاسی هایمان را شناختیم و جای سبز تک تک دوستان در ذهنمان خواهد ماند و اگر چه بعضی از دوستان انتقالی گرفتند  و در کلاس حضور ندارند اما ما همیشه جای خالی آنها را در کلاس حس میکنیم .

دوستانی که در کنار ما نیستند از اخبار دانشگاه و کلاس چه از طریق این وبلاگ و چه از راه های دیگر حتما با خبر خواهند شد و همه ی بچه های کلاس آرزومیکنند که این دوستان در هر جا که هستند شاد و موفق باشند .

به امید روزی که یکبار دیگر همه ی بچه های کلاس صنایع را با هم ببینیم .

                                                                                 

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 6:55 | 86/05/25

تو با ديگران برابری

 

 تو با ديگران برابری٬ شايد برخی با استعداد ترو توانمند ترازتو

 باشند٬اما هستند عرصه هايی که آنها را توان مبارزه با تو نيست.

 رويش و بالندگی خود را با رقابت و د نباله روی از ديگران مانع مشو!

 با شهامت قدم در راه بگذار . تمام آنچه که می خواهی بدان دست يابی

 بپروران . آزمون های نو را جستجو کن! به ديدارهای تازه همت کن ٬

 بياموزتا به حال و آينده ات ابعاد تازه بيفزايی! تو خود انسانی هستی

 همطراز با ديگران اين حقيقت را پذ يرا شو ٬ آن را جان ببخش  ٬ بکارش

 گير٬ و سر افراز باش .

 در اين باور که کيستی ٬ به سوی غائی ترين فضيلت رهسپار شو. 

 آن را لمس کن٬در چنگ بفشارش ٬ بدان که به انجامش قادری ٬ برای پيروزی

 در زندگی ٬ زندگی کن!  يقينا بدان دست خواهی يافت. 

ديانا وست ليک

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 0:18 | 86/05/24

آموزش زبان برنامه نويسی C++

آموزش زبان برنامه نويسی C++

  • تاريخجه زبان برنامه نويسی C++

در سال 1967 شخصی بنام آقای "مارتين ريچاردز" برای نوشتن سيستم عامل و طراحی کامپايلر زبان جديدی بنام BCPL طراحی نمود.

سه سال بعد، يعنی در سال 1970، "کن تامپسون" با افزودن ويژگی های جديدی به زبان BCPL زبان جديدی طراحی نمود و نسخه های اوليه سيستم عامل unix را با آن طراحی نمود. او اين زبان را B ناميد.

BCPL و  B هر دو از زبانهای بدون نوع بودند. به همين جهت بررسی يک عنصر داده ای، دليل وظيفه سنگينی بر عهده ی برنامه نويس بود. در اين زبان هر عنصر داده ای يک کلمه از حافظه، معادل 2 بايت، را اشغال می کرد.

دو سال بعد، يعنی در سال 1972، آقای "دنيس ريچی" زبان جديدی را بر پايه زبان B طراحی نمود. از آنجاييکه اين زبان پس از زبان B طراحی شده بود، زبان C نام گرفت. زبان C بسياری از ويژگی ها و مفاهيم زبانهای BCPL و B را دارا بود و ويژگی های ديگری، از جمله انواع داده ای، را نيز به آنها افزوده بود.

زبان C مستقل از سخت افزار است، به همين دليل با طراحی خوب و دقيق نرم افزار می توان برنامه هايي نوشت که دارای قابليت حمل در اکثر کامپيوترها باشند.

قدرت زبان C باعث شد که شرکت های مختلفی در صدد طراحی کامپايلرهای C برآيند

سایت دانشجویان مهندسی صنایع ارومیه بقیه مطلب

!! نوشته شده توسط فاطمه صادقي گرگري | 8:3 | 86/03/01